اول بهار است
و خورشید
گًل کامل آفتاب گردان است
نورش سبز و انرژی زاست
جوشش گلهای یخ زده بی پرواست
و حالا بهار است
و من میروم تا بهار شوم
و در سفره دلم سبزه و سنبل بکارم
رنگها را بهتر بشناسم
من میروم تا بهار کامل شوم
همراه من بیا
تا گلهای بیشتر و با دلم
و شنیدن امید
که تازه چشم گشوده
تا آنجا
که جایگاه آرزو هاست
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen