Mittwoch, 15. Oktober 2014


در آسمان سرد کوبانی
ستارگان آنرا
چیده اند با خون
روز‌ها و شب‌ها از ستارگان
بر چهره‌ها می‌چکد خون
و
چشم مادران در انتظار ............
پر از خون
در تاریکی پنهان گشته اند
مدعیان روشنی
و مدعیان بهار
و مردانه می‌میرند
فرزندان کوبانی
آسمان سرد کوبانی
پر از ستاره است
پر بار است و آبستن خون
آبستن انفجار نور خون
جاودانه شدی کوبانی
ترا نیایش می‌کنم
و فرزندانت را ستایش
ستارگان خون بارت
از جنس کوبانی
آزادی تو
همراه تاریخ است
و ننگی که از دامن دشمنانت
هرگز پاک نخواهد شد
تو را آزاد خواهم کرد کوبانی
(حاکمی)

Dienstag, 7. Oktober 2014


از ترس درد درد عشق
آفتاب را لگد نکن
این سایه‌های مست را
در سایه‌ها لگد نکن
رفتی‌ که مهتابم شوی
مهتاب را لگد نکن
از ریشه‌ها من مانده ام
بی‌ تاب را لگد نکن

Sonntag, 5. Oktober 2014


حرف از تو شد ،تولد زیبای زندگی‌
نام تو گشت قصه رویای زندگی‌
از من گذر کند چه بسا خاطرات تلخ
این تلخی‌ از گذرگاه دنیای زندگی‌
شادی من چو زورق چشمان تو کبود
دریای خشک گشته ،ز احیای زندگی‌
باور نمیکنی‌ که ندارم دگر راهی‌
همراه عشق گشته در آوای زندگی‌
(حاکمی)