Freitag, 22. November 2013


مشکلم بی‌دینی است
فکرم آزادگی است
سیم‌های   خاردار  
از باوری  در ذهنم  
مرگ سایرین است
مابقی انساننند
جان شیرین دارند
مرز دینداری ها
محو سایرین است....

Mittwoch, 20. November 2013


من از آتش نمی‌ترسم
وگرنه سینه را جولانگه آتش نمیکردم
من از آتش نمی‌‌ترسم
وگرنه من که می‌دانستم این سوز  دل‌ خود را
من از آتش نمی‌‌ترسم
که می‌دانستم او اتشگه عشق است
و در آن شعله‌های عشق می‌سوزد
من از آتش نمی‌‌ترسم
وگرنه  روح خود را همچو خاکستر نمیکردم
من از آتش نمی‌ترسم
که دوزخ هم بدون تو سرشتم شد
من از آتش نمی‌‌ترسم
ولی‌ سوزانده‌ام را می‌شناسم
 در این ویرانه‌های دل‌ 
عجب کاخی  ز رویاهای  عشقم 
پای برجا ماند........

Freitag, 15. November 2013

به‌‌‌ چه هوایی است  در این بادیه
جام می‌‌عشق  چوو سر میکشند
دامن گل‌ ساحل عشاق شد
بوسه‌ عاشق به خبر میکشند
سوته دلانیم در راه ما
صبر خدا را به نظر   میکشند
خوش بود آن روز  که یاران دل‌
بوسه‌ زنان پر به سحر میکشند


با همدلان که  قصه فردا نگفته‌ام  
امروز عاشقیم ،بفردا چه حاجت است


وه چه چوپانی که از گله او
زوزه گرگ  رساتر  
ز صدای بره است 
من که می‌مانم و دیری است ..
 که چوپان نشوم

Samstag, 2. November 2013

ای راه عشق مستی ما را تو چاره کن
تو زندگی‌ بده و هستی‌ ما را تو چاره کن
از بیم ابر و با د پناهی بجز تو نیست
چتری بساز بر سر ما و تو چاره کن
ای راه عشق زنده بنام تو مانده ایم
این گرد با د تند  بلا را تو چاره کن
محرم نگشته است دل‌ بیگانه یی به ما
دل‌ را به بخش این تن‌ ما را تو چاره کن
دستان پر مصیبت ما شاهد غمند 
این آبروی دل‌ ما را تو چاره کن
ای راه عشق منزل ما راه عشق توست
بر بی‌ دلان همچو دل‌ ما تو چاره کن

امروز نمی‌خورم می‌‌،فردا را
فردا چوو رسد گلی‌ شود دنیا را
فردای من از فراز عمرم  بگریخت
 در سایه ی دل‌ عشق کنم عقبا را

دل‌ را که گناهی  نبود در غم عشق
با ما تو نگو تمام اسرار از عشق
بنوشتن هر گناه پای معشوق
بر گردن خود گرفته دریا  در عشق

تو آمده یی که راه هموار شود
در این ر‌ه عشق دلی‌ گرفتار شود
گر‌ این دم روزگار راهم به خم است
گل‌ آید و بلبلی گرفتار شود