Freitag, 5. Juli 2013

golpar man


  • مرا راهیست در این چرخ 

    امیدی آید از باران 

    ببارد بر من عاشق

    که شاید او نگاهی‌ را 

    بخوااند باز از امواج این روحم

    کجا باید بگویم

    یا که فریادی کشم 

    دنیا که من دیوانه اویم

golpar man

در بیان عشق  کوتاهی نکن
زار زن بر عشق ،خود خواهی نکن
جسم ما خون است  و مشتی استخوان
روح خود را بسته، زندانی نکن
شاهدی شیرین سخن باش آی‌ دلا
عشق را در جام می‌‌،نامی‌ نکن
زلف یار و چشم مست یار کوو
گر به آن نازی ،سخنرانی نکن
شرم دارم از  رخ یاران عشق
قاصدی هستم ،مرا بانی‌ نکن

Donnerstag, 4. Juli 2013

golpar man


ما منتظر آمدن حضرت عشقیم

تا با حضرت عشق زار بر این عشق بگریم

یاران همه جمعند که ما زار بگریم

بر عشق ز دست رفته چوو بیمار بگریم

هر کس سخنی از دل‌ و پندار بگوید

آیید بسوی من تب‌دار بگریم