از رنجش زمانه ببین رنگ زرد من ،
پایزقلب من ، ببین که همینجا نهفته است
برگی نمانده به سر شاخههای دل
با شاخه ها ی سرد و، پائیز درد من
آرام میشوم اگر اینجا تو سر کنی
پرواز کن تو به دل دردمند من
پائیز و بعد زمستان و بعد بهار
رویای من تو و... شبهای سرد من
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen