بر شیشه میخورم
داغ دلم تازه میشود
از درد باریدن
و افتادن
در جایی که نیستی
آهسته میشوم
لبهایی خشک شده را
با د آهسته میبرد
در جایی که نیستی
بر شیشه میخورم
چون پرنده کور
از دور دیدمت
آهسته میروی
هم وزن خیالم
هر جا که نیستی
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen