من از دیار سرخ شقایق نوشتهام با تو
تو از هوای سرد زمستان نوشته یی با من
من از حکایت ایام زار خندیدم
تو از نماز شکایت نوشته یی با من
من از نجابت سرباز سنگری گفتم
تو از حجامت و خونش نوشته یی با من
من از نگاه عاشق دلهای زار میگفتم
تو از خزان و توانش نوشته یی با من
مرا ببخش در این فرصت کم عمرم
اگر نبود فرصت خواندن ،نوشته ات با من
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen