در بیان عشق کوتاهی نکن
زار زن بر عشق ،خود خواهی نکن
جسم ما خون است و مشتی استخوان
روح خود را بسته، زندانی نکن
شاهدی شیرین سخن باش آی دلا
عشق را در جام می،نامی نکن
زلف یار و چشم مست یار کوو
گر به آن نازی ،سخنرانی نکن
شرم دارم از رخ یاران عشق
قاصدی هستم ،مرا بانی نکن
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen